الفيض الكاشاني
254
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 65 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى أمير الإخوان الإلهيّين و سائر الإخوان أجمعين . رفع حجاب امّا بعد ؛ چون چيزى به قدر ناخنى پيش چشم بدارند حجابِ آفتابِ مرتفع گردد و مانع ادراك آن شود . همچنين هستى آدمى با صغر و حقارت آن چون آدمى پيش خود بدارد و اعتنا و التفاتش به سوى آن باشد حجاب گردد ميان او و خداى عزّوجلّ . و حجاب اعظم كه دگر حُجب از آن متكوّن « 1 » گردد همين است . از اين جهت گفتهاند : « دَعْ نَفْسَكَ وَ قَدْ وَصَلَتْ » و قد نظمَه الشاعر حيثُ قال : « 2 » ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست * تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز واگذارى به خدا پس وظيفه سالك آن است كه هستى خود بذل كند تا راه بر وى گشاده گردد . و بذل وجود آن باشد كه خود را به خداى بازگذارد تا هرچه خواهد با وى كند و هر چون كه خواهد او را تصريف فرمايد ، كما قال بعض العارفين : « دَعْ نَفْسَكَ لِخالِقِها يَفْعَلُ بِها ما يَشاءُ لاتَدْخُلْ في الْبَيْنِ » . « 3 »
--> ( 1 ) . متكوّن : به وجود آمده . ( 2 ) . « خود را رها كن كه به تحقيق رسيدى » و شاعر اين را به شعر در آورده است . ( 3 ) . همان گونه كه بعضى عارفان گفتهاند : جان خود را به آفرينندهاش واگذار تا آنچه خواهد با او كند و تو خود را در ميانه ميار .